تلخترین رمضان برای شیرینترین سنت ایرانی؛ زولبیا و بامیه که روزگاری نماد سادهترین دسر افطار بود، اکنون با جهش خیرهکننده ۵۰ برابری قیمت طی ۷ سال، به یک کالای لوکس تبدیل شده است. در حالی که قنادان از هزینههای سرسامآور تولید میگویند، سفرههای افطار مردم هر روز با این یار دیرینه غریبهتر میشوند.
با حلول ماه مبارک رمضان، عطر نشاسته و گلاب دوباره در کوچهپسکوچههای شهر پیچیده است، اما امسال یک تفاوت اساسی با سالهای گذشته دارد: سکوت سنگین در مقابل ویترین قنادیها. زولبیا و بامیه که دهههاست به عنوان پای ثابت سفرههای افطار ایرانیان شناخته میشود، امسال با قیمتی به بازار عرضه شده است که بسیاری از روزهداران را در شوک فرو برده است. بررسیهای میدانی نشان میدهد که این شیرینی سنتی در حال طی کردن مسیری است که پیش از این آجیل و گوشت قرمز طی کرده بودند؛ یعنی حذف تدریجی از سبد خرید طبقه متوسط و فرودست.
تماشای تاریخچه قیمتی؛ وقتی اعداد حرف میزنند
برای درک عمق فاجعه اقتصادی در بازار شیرینیجات، کافی است نگاهی به روند صعودی قیمت این محصول در کمتر از یک دهه اخیر بیندازیم. آماری که مرکز مدیریت راهها و تحلیلهای اقتصادی ارائه میدهند، حکایت از یک تورم افسارگسیخته دارد.
- رمضان ۱۳۹۷: هر کیلو فقط ۱۰ هزار تومان (دوران ثبات نسبی).
- رمضان ۱۴۰۰: جهش به ۴۸ هزار تومان (آغاز موجهای تورمی).
- رمضان ۱۴۰۲: عبور از مرز روانی ۱۷۰ هزار تومان.
- رمضان ۱۴۰۴: رسیدن به رقم باورنکردنی ۴۹۵ هزار تومان.
تحلیل آماری: مقایسه قیمت سال ۱۳۹۷ با سال ۱۴۰۴ نشاندهنده افزایش حدود ۵۰۰۰ درصدی (۵۰ برابری) است. این در حالی است که درآمدهای حقوقبگیران در این بازه زمانی حتی به گرد پای این نرخ رشد نیز نرسیده است.
گزارش میدانی: خرید دانهای به جای خرید کیلویی!
مشاهدات از سطح شهر تهران و کلانشهرها تصویری غمانگیز از بازار امسال ترسیم میکند. قنادیهایی که سالهای پیش صفهای طولانی جلوی درب آنها تشکیل میشد، حالا با مشتریانی مواجهاند که تنها با نگاهی حسرتآمیز به ویترین، قیمت میپرسند و عبور میکنند.
یکی از قنادان باسابقه در مرکز شهر میگوید: «فرهنگ خرید مردم تغییر کرده است. اگر قبلاً مشتری با اعتماد به نفس میگفت “دو کیلو بامیه بده”، حالا با احتیاط میپرسد “میتوانم ۲۰۰ گرم بخرم؟”. ما حتی مشتریانی داریم که به صورت دانهای برای فرزندانشان خرید میکنند تا فقط طعم آن را چشیده باشند.»
پشت پرده گرانی؛ مثلث شکر، روغن و آرد
فعالان صنف قنادی معتقدند که آنها مقصر این گرانی نیستند، بلکه خود قربانی هزینههایی شدهاند که از کنترلشان خارج است. تولید زولبیا و بامیه به سه رکن اصلی وابسته است: روغن، شکر و آرد.
- بحران روغن: نه تنها قیمت روغنهای مخصوص قنادی چندین برابر شده، بلکه تامین آن نیز با دشواری صورت میگیرد.
- شکر با نرخ آزاد: بخش زیادی از شکر مورد نیاز صنف دیگر با نرخ دولتی تامین نمیشود و نوسانات بازار آزاد مستقیماً روی قیمت نهایی تاثیر میگذارد.
- دستمزد و اجارهبها: افزایش حداقل دستمزد در سال ۱۴۰۴ و جهش اجارهبهای واحدهای صنفی، هزینههای سربار تولید را به شدت بالا برده است.
رئیس اتحادیه قنادان در این باره میگوید: «ما نمیتوانیم از کیفیت بزنیم. زولبیایی که با روغن چندبار مصرف یا شکر بیکیفیت پخته شود، نه تنها طعم ندارد بلکه سلامت جامعه را به خطر میاندازد. قیمت ۴۹۵ هزار تومانی، در واقع کفِ قیمتی برای بقای یک واحد صنفی است.»
تاثیر روانی بر سفرههای افطار
زولبیا و بامیه صرفاً یک خوراکی نیست؛ بخشی از آیین مذهبی و سنتی ایرانیان است. وقتی قیمت این محصول به نیم میلیون تومان نزدیک میشود، فشار روانی مضاعفی بر سرپرستان خانوار وارد میگردد. این موضوع باعث شده تا بسیاری از خانوادهها به سمت پخت خانگی روی بیاورند یا به کلی این محصول را با جایگزینهای ارزانتر مثل خرما یا کشمش جایگزین کنند.



